نه گفتن و قاطعیت ؛ دو مهارت بسیار مهم +یک روش ۴ مرحله ای عالی برای نه گفتن

نه گفتن و قاطعیت ؛ دو مهارت بسیار مهم +یک روش ۴ مرحله ای عالی برای نه گفتن

 

نمی‌دانم تا به حال اتومبیلی را دیده‌اید که در شن و ماسه گیر افتاده باشد یا خیر؟

اگر راننده ناشی باشد، پایش را روی پدال گاز فشار می‌دهد و شروع به گاز دادن می‌کند؛ اما نمی‌داند که هرچه بیشتر گاز بدهد، ماشینش بیشتر در ماسه فرو می‌رود.

بسیاری از ما در کسب و کارهایمان همین طور عمل می‌کنیم. به خاطر اینکه یک سری مهارت‌های پایه را بلد نیستیم، مدام تلاش می‌کنیم و هرچه بیشتر تلاش می‌کنیم، کمتر به دست می‌آوریم! در این حال ممکن است دلسرد شویم و بسیاری از باورهایمان نسبت به تلاش و سعی فراوان را از دست بدهیم.

 

 چه مهارتی را باید کسب کنیم که این حالت برایمان اتفاق نیفتد؟

بله! مهارت‌های ارتباطی یکی از مهارت‌هایی است که برای بازدهی بیشتر تلاش‌هایمان باید کسب کنیم.

عدم کسب دو مهارت مهم (که جزو مهارت‌های ارتباطی طبقه‌بندی می‌شود) نه گفتن و قاطعیت (عدم خجولی)

 

چرا اغلب ما این دو مهارت (نه گفتن و قاطعیت) را نداریم؟

ما در سیستم‌هایی رشد کرده‌ایم که مظلومیت و خجالتی بودن را یک ارزش به حساب می‌آورند. مدرسه، دانشگاه، خانواده و سبک زندگی ایرانی همیشه از عباراتی مثل «مؤدب بودن»، «سر به زیر بودن» و «محجوب بودن» برای توجیه خجولی استفاده کرده‌اند.

رشد کردن در این سیستم یکی از بزرگ‌ترین دلایلی است که اکثر ما ایرانی‌ها خجالتی بار آمده‌ایم و نمی‌توانیم قاطع باشیم.

 

آسیب‌هایی که ممکن است خجولی به کسب و کارمان وارد کند…

خجولی و عدم قاطع بودن می‌تواند برای کسب و کار ما ضررهای زیادی داشته باشد.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

فرض کنید ایده یا نظرات بسیار جالبی در ذهن دارید اما از بیان آن خجالت می‌کشید.

چندین بار سعی کرده‌اید این نظر یا ایده‌هایتان را جایی بیان کنید؛ اما گویا مغزتان همراهی نمی‌کند و به اصطلاح «سفید» می‌شود.

حالت دیگرش این است که از «نه شنیدن» می‌ترسیم. فرض کنیم می‌خواهیم سرمایه گذاری را برای حمایت از ایده خود جذب کنیم؛ اما از ترس «نه شنیدن» هرگز نمی‌توانیم با شریک یا سرمایه گذاری همکاری کنیم.

مثال‌های دیگری هم برای خجولی وجود دارد:

می‌خواهید قراردادی با شخص حقیقی یا حقوقی منعقد کنید؛ اما از اینکه یک وکیل یا آدم آگاه با خود ببرید خجالت می‌کشید. یا خجالت می‌کشید خواسته‌هایتان را با طرف مقابل در میان بگذارید. طبیعتاً چون قرارداد سفت و محکمی نمی‌بندید، ممکن است بعداً دچار مشکلات زیادی شوید.

 

یکی از دوستان من که وکیل بود می‌گفت:

پله‌های دادگستری پر از آدم‌هایی است که قبلاً همدیگر را خیلی خوب می‌شناختند…!

مدیری را تصور کنید که خجالت می‌کشد یک نیروی کار بد را اخراج کند. ممکن است عذاب وجدان به سراغش بیاید و منصرف شود. در حالی که کارمندش اصلاً خوب کار نمی‌کند. این مدیر هم با خجولی، هم به خود و شرکتش آسیب می زند و هم در حق کارمندان دیگر بی عدالتی می‌کند.

 

نه گفتن  و قاطعیت حق مسلم شماست!

اگرچه درخواست کردن دیگران از ما حق آن‌هاست اما ما هم حقی داریم به اسم «نه گفتن».

نداشتن مهارت «نه گفتن» از دیگر مواردی است که به خود ما و کسب و کارمان آسیب می زند.

حتماً برای شما هم پیش آمده که:

نتوانسته‌اید به درخواست همکارتان مبنی بر ماندن در شیفت شب به جای او نه بگویید!

بر سر رودربایستی درخواست قرض دوستتان را می‌پذیرید.

ماشینتان را بارها از شما قرض گرفته‌اند و شما قدرت نه گفتن به آن‌ها را نداشته‌اید.

 

چه راهکاری برای بهبود مهارت «نه گفتن» وجود دارد؟

لازم نیست به همه نه بگویید. گاهی اوقات دوستتان از شما ماشین یا پول می‌خواهد و شما توانایی انجام آن را دارید و هیچ رودربایستی از دوستتان ندارید. ضمن اینکه می‌دانید دوستتان فرد خوش قولی است و به موقع پول و ماشین را پس می‌آورد. در این صورت می‌توانید به او کمک کنید.

 

ما دو نوع نه در پاسخ به درخواست‌ها می‌گوییم:

«نه» با شک و تردید و غیر قاطعانه

گاهی در پاسخ به درخواست کسی خیلی گنگ و نامفهوم به او «نه» بگوییم. مثلاً در پاسخ به درخواست او برای پول، می‌گوییم: «اجازه بده حسابم را چک کنم بعداً خبر می‌دهم» و یا اینکه گوشی‌مان را از دسترس خارج می‌کنیم. این نوع رفتارها ناشی از خجولی و عدم توانایی «نه گفتن» است.

 

«نه» پرخاشگرانه

مثلاً در پاسخ به درخواست دوستمان برای پول میگوییم: «ندارم! داشتم هم بهت نمی‌دادم!»

هر دو این دو مدل، اشتباه هستند.

برای اینکه یک «نه» زیبا و هنرمندانه بگوییم، چهار مرحله پیش روی شما قرار می‌دهم. ابتدا می‌خواهم مفهوم «اعتبار» افراد پیش خودمان را به شما یادآوری کنم.

 

گاهی اوقات یک فرد پیش شما هم اعتبار خوبی دارد و هم به قول و تعهداتش وفادار است؛ اما گاهی اوقات فردی که قبلاً پایبندی به تعهداتش را امتحان کرده‌اید و متأسفانه او در این امتحان رد شده درخواستی مجدد از شما می‌کند.

مثلاً چند سال قبل یکی از دوستانم از من درخواست ۷۰ هزار تومان پول کرد؛ اما چون چندین بار بدقولی کرده بود، محترمانه درخواستش را رد کردم؛ اما چند ساعت بعد یکی دیگر از دوستانم از من درخواست کرد که ضامن او برای دریافت وام شوم. با کمال میل قبول کردم. البته چون شرایطی که می‌خواست را برای ضامن شدن نداشتم، به میزان مبلغ وام به او پول قرض دادم.

می‌بینید که من درخواست خیلی کمتر یکی از دوستانم را به خاطر اینکه اعتبارش پیش من از بین رفته بود رد کردم اما دوست دیگرم به دلیل اعتباری که پیش من داشت، توانستم کارش را راه بیندازم.

اگر می‌خواهید اعتبار یک شخص را بسنجید می‌توانید از این فرمول استفاده کنید:

فرض کنید به شما بگویند یک نفر که ماشینتان را قرض گرفته تصادف کرده است. اولین فکری که می‌کنید چیست؟ ماشینتان چه آسیبی دیده یا فرد درون ماشین حالش چطور است؟

با این فرمول می‌توانید اعتبار شخصی که از شما قرض گرفته را بسنجید.

 

حالا روش چهار مرحله‌ای «نه گفتن»

همان‌طور که گفتم می‌توانید یک روش ۴ مرحله بسیار ساده و کاربردی را امتحان کنید:

 

۱- تصمیم بگیرید!

یک‌بار برای همیشه تصمیمتان را بگیرید که به کدام دوستانتان نه بگویید و به کدام یک خیر!

به قول معروف «تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید» که با چه کسانی می‌خواهید قاطع باشید و در مقابل درخواست‌های چه کسانی انعطاف نشان دهید.

 

۲- همراهی و تقدیر اولیه

فرض کنید دوستتان می‌خواهد برای خرید چندین دستگاه کامپیوتر برای راه اندازی یک کافی نت، از شما ۲۰ میلیون تومان پول قرض بگیرد؛ اما شما به هر دلیل نمی‌خواهید این پول را به او بدهید. ابتدا یک تقدیر و همراهی اولیه با او داشته باشید. مثلاً بگویید: تبریک می‌گویم. امیدوارم کسب و کارت رونق داشته باشد و خوشحالم از اینکه به فکر راه اندازی کاری افتاده‌ای.

 

۳- گفتن نه و آوردن دلیل

وقتی تقدیر اولیه را انجام دادید، باید «نه» بگویید و سپس دلیل آن را ذکر کنید: «نه! متأسفانه هم اکنون امکان قرض دادن پول را ندارم. چون پولم را جای دیگری سرمایه گذاری کرده‌ام.»

البته در این مرحله قرار نیست دروغ بگوییم. مثلاً پول داریم و بگوییم دستم خالی است و ندارم! با این کار نمی‌توانید مهارت «نه گفتن» خودتان را بهبود ببخشید. ضمن اینکه یک کار غیراخلاقی به نام «دروغ گفتن» انجام داده‌اید.

 

۴- ارائه راهکار به طرف مقابل

در مرحله آخر در صورتی که راهکاری به ذهنتان می‌رسد به طرف مقابل بگویید.

مثلاً: «امکان قرض دادن پول به تو را ندارم اما اگر جایی نیاز به ضامن داشتی، می‌توانی روی من حساب کنی.»

یا: «خبر دارم که فلان بانک وام راه اندازی کسب و کار می‌دهد. می‌خواهی به بانک سری بزنی و اطلاعات بگیری؟»

 

یادتان باشد خجولی و بلد نبودن مهارت نه گفتن، می‌تواند یکی از موانع موفقیت شما شود…

 

 

bishtarazyek

نویسنده مطلب: مدیر سایت

مهناز کلنگی خواه

پاسخ دهید

نشانی پست‌الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.