ترس مهمترین عامل عدم موفقیت است

ترس تنها عاملی است که شما را از شنیدن و شکوفا ساختن نوای درونی خویش که همچون صدای طبل بی نظیری نواخته می شودو همچنین از پیشروی به سوی آن نوای بی نظیر که در درون خویش احساس می کنید، باز می دارد.

با تمام وجود دل به دریا بزنید. در اطراف چیزهای ناشناخته گام بردارید و از خودتان بپرسید :

اگر این کار به نتیجه نرسد ، بدترین اتفاق ممکن چیست؟


حقیقت این است که شما فقط به ماورای دنیای ناشناخته ها حرکت خواهید کرد.

وین دایر

ترس چیست؟
ترس از انجام یک کار مهم  یا جدید یکی از عوامل مهمی است که منجر میشود ما انجام  کارهای موفقیت آمیز رو به امروز و  فردا(تنبلی یا  اهمال کاری) بسپاریم . 
تردید و ترس یکی از بزرگترین دشمنان انسان هستند و   امام علی (ع)  در این زمینه می فرماید :

بزرگترین گناه، ترس است.

ترس چگونه ایجاد می شود؟


 ترس معمولاً زمانی رخ می دهد که میخواهیم با شرایط  یا فرد و یا کار ناآشنا مواجه شویم. در این شرایط ، دغدغه ذهنی  اصلی  که بیشتر مواقع باعث میشود که  ما به سراغ اون کار نرویم  ترس از عدم اعتماد به خود  است . اما بعضی مواقع که اعتماد به نفس خود را افزایش دادیم و کار رو شروع کردیم دوباره ترس های دیگری مثل شاید تو این کار موفق نشویم ، وقت و سرمایه رو تلف کنیم و… ،به سراغمون میایند.
شاید بسیاری از این ترس ها از دوران کودکی در ذهن ما جا گرفته باشند و در ناخودآگاه ما ثبت شده اند و اکنون نیز بر زندگی ما اثر می گذارند. اما این رو بدونید که اگر در مدت زمان طولانی  از روی عادت بترسیم اون ترس به واقعیت بدل خواهد شد چرا که ناخودآگاه درون ما این ترس را ذخیره کرده و در مواقع انجام کاری مشابه، مجدداً ترس به سراغمان می آید.  اگر بترسیم که چیزی یا کسی را از دست بدهیدم، احتمال از دست دادنش بیشتر می شود. پس بر آنچه می خواهیم و یا دارید تمرکز کنیم ، از داشتن آن لذت ببریم و نگران از دست دادنش نباشیم. 

شاید بهترین راه برای مبارزه با این ترس ها این است که انسان ها متوجه نیروی عظیم درونی شان بشوند و بدانند که قادر به انجام هر کاری هستند. به شرطی که نهراسند و نیروهایشان را متمرکز کنند.
هفت گام مفید برای برخورد با اضطراب و ترس ‌١- با ترسهایمان برخورد کنیم. به جای فرار کردن یا به تعویق انداختن مواجهه با ترسهایمان با آنها روبرو شویم و به اضطراب توجه نکنیم تا به مرور با اقدام ما به آن کار اضطراب کمرنگ و محو شود. ‌٢- روش قسمت بندی. اضطراب را در جعبه ای در ذهن می گذاریم و در آن را می بندیم و کار مورد نظر را به بخشهایی تقسیم کرده و هر زمان مقداری از آن بخشها را انجام می دهیم. به مرور کار انجام می شود و اضطراب از بین می رود.

‌٣- زنگ تنفس نگرانی. به مدت خیلی کوتاه به ذهن تنفس می دهیم تا هر چه دوست دارد به اضطراب فکر کند و تا ته اضطراب پیش برود. بعد تنفس را پایان داده به کارمان می پردازیم. بعد از‌١٠ تا ‌١۵ دقیقه دوباره به ذهن زنگ تنفس می دهیم و به همین ترتیب. بعد از مدتی افکار نگران کننده به نظر مضحک و خسته کننده می آیند و اضطراب کمرنگ یا محو می شود.

‌۴- برگه روحیه سنجی روزانه تهیه می کنیم. ناراحتی خود را در آن می نویسیم. افکار اتوماتیک منفی را هم نوشته و به آنها نمره صفر تا صد می دهیم. خطاهای شناختیش رو بیرون می آوریم. افکار مثبت واقع بینانه را جایگزین کرده و به آنها نمره صفر تا صد می دهیم.

‌۵- سود و زیان موردی که برایمان اضطراب درست کرده را می نویسیم. سود و زیان تفکر مثبت جایگزینش را هم می نویسیم. سودها و زیانها را با هم مقایسه می کنیم. هر کدام به دیگری ارجحیت داشت همان را انتخاب می کنیم و از این به بعد آنگونه تفکر و عمل می کنیم.

‌۶- یکی از بهترین راههای رفع اضطراب مشخص کردن هدفهایمان است. وقتی هدفهای واقعی خود را تعیین می کنیم ناخودآگاه به دنبال برآورده کردن آنها می رویم و تضاد بین ما و کاری که انجام می دهیم از بین می رود و اضطرابمان تمام می شود.

‌٧- از روش خیال ترسیده استفاده کنیم. در این روش در یک مکالمه خیالی درباره بدترین حالتی که اضطرابمان را در زمینه ای خاص شدید می‌کند صحبت می کنیم و بدترین وضعیت ممکنه را بازی می کنیم. در پایان کار متوجه می شویم که هرقدر هم وضع بد باشد باز می شود با آن کنار آمد و از آن عبور کرد. چه بسا که گاهی وضع اصلاً به بدی تصور ما نخواهد بود.

با برداشتن قدم اول اضطرابمان فروکش می کند. اگر به جای پرهیز از اضطراب با آن مواجه شویم به نتیجه مطلوب می رس

اضطراب فریبکار است. به حکم طبیعت خود شرایطی را فراهم می کند که ما را از رسیدن به موفقیت مأیوس می کند. اما اگر تسلیم نشویم، موفق می شویم و می فهمیم که احساس ناتوانیمان توهمی بیش نبوده. تن ندادن به اضطراب از اهمیت وی‍ژه ای برخوردار است.

تفکر مثبت هم از قدرت بالایی برخوردار است. اگر به موفقیت و جنبه های مثبت کاری که می خواهیم انجام دهیم فکر کنیم احتمالا نتیجه کارمان بهتر می شود. البته این به معنای خوشبینی و خوش خیالی محض نیست و لازم نیست شکست را ندیده بگیریم. بلکه بهتر است به جنبه های مثبت امور توجه بیشتری نشان بدهیم تا اتفاقات خوب و مثبت بیشتری برایمان رخ بدهد.

نویسنده مطلب: مدیر سایت

پاسخ دهید

نشانی پست‌الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.